X
تبلیغات
رایتل
Image hosting by TinyPic
بازدیدکنندگان : 228150


یادش بخیر
شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1386
نامه آیلار

سلام خدا جون.

 احساس می کنم که خیلی وقت هست که با تو حرف نزدم. خیلی دوست دارم من هم نماز بخونم و با تو راز و نیاز کنم. اصلا حواسم جمع نیست. هر موقع که میام وضو بگیرم و چادرم را سرم کنم و سجاده خودم و پهن کنم و نماز بخونم یک شرایطی پیش اومده که مجبور شدم فورا برم ولی من هم دوست دارم یکی از بنده های نمازگزار تو بشم.

آه من در سرویس این نامه را می نویسم. وقتی معلم ما خانم .... که خیلی دوستش دارم به ما گفت که مسابقه ای در مدرسه برگزار شده که باید در مورد خدا که آشناترین کس همه هست نامه بنویسید از همون موقع کاغذ و مدادم و درآوردم شروع به نوشتن کنم.

آخه برای نوشتنم این نامه خیلی خیلی از درون قلبم شوق داشتم. خیلی دوست داشتم که خودمونی تر نامه بنویسم ولی حیف که نمی شد چیزهایی را که درون قلبم سال ها پنهان است بنویسم. بالاخره چیزی که هست تا آن جایی که تونستم احساسم را روی کاغذ توی سرویس نوشتم.

امیدوارم من هم یکی از برنده های مسابقه باشم.

 

آیلار، کلاس پنجم

 



طراح:ذهن زیبا

عناوین آخرین یادداشت ها

لینک دوستان