X
تبلیغات
رایتل
Image hosting by TinyPic
بازدیدکنندگان : 228150


یادش بخیر
چهارشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1386
خدای کیمیا

سلام خدا

سلام ای خدای مهربان. ای خالق زیباییها، من غلام و بنده تو دوست دارم کمکم کنی نمازم را به موقع خودش بخوانم.

یادت هست؟ یادت هست آن روزی که من در مسجد دانشگاه شیراز وقتی که من در میان آن همه بنده به سن تکلیف رسیدم و با واجبات تو آشنا شدم و صف ما مانند صف فرشتگان تو است.

وقتی شعر خدا و شعر جشن عبادت را می خواندم تو را بیشتر در قلبم حس می کنم و یادت هست آن روزی من به مادربزگ  خودم در کارهای خانه و خرید بیرون از خانه کمک می کردم، چون مادربزرگم خیلی خرید داشت و با آن توانی که داشت نمی توانست آن همه نایلکس را در دست بگیرد و یادت هست آن روزی که همه به پارک و تفریح رفته بودند، مادر من مریض بود و من به پارک نرفتم و به سرپرستی مادرم پرداختم و یادت هست؟..........

از تو می خواهم که به ما کمک کنی در فصل تابستان ان شاا... برویم به مشهد و به زیارت امام رضا (ع).

از تو می خواهم که دوستان و خانواده و معلمان عزیز ما را زنده نگه دار. تمام مریض ها را شفا بده. ظهور امام زمان (عج) را نزدیک بفرما.

ای کاش می شد که تو بیشتر به من زنگ بزنی و من با تو صحبت کنم و کمک کن که قرآن بیشتر بخوانم و با توجه به معنای آن از دستوراتت پیروی کنم و دین اسلام را که زحمات تمام امامان شیعه تشکیل شده را با کمک دوستانم زنده نگه دارم و برای ایرانی آبادتر و بهتر تلاش کنم.

ای کاش می توانستم بیشتر بنویسم.

 

بنده تو، کیمیا، طلب بخشش.

کیمیا، کلاس پنجم.

 



طراح:ذهن زیبا

عناوین آخرین یادداشت ها

لینک دوستان