X
تبلیغات
رایتل
Image hosting by TinyPic
بازدیدکنندگان : 228150


یادش بخیر
یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1385
سلام خدا. گمت کردم.

سلام خدا. من خوبم. فقط.........

 

فقط، روم نمیشه بگم که گمت کردم.

 

یه جایی جات گذاشتم، یادم نیست کجا.

 

نمیدونم تا کی داشتمت.

 

شاید تا آخرین نماز باحالی که خوندم.

 

شاید تا اونروزی به اون پیرزن کمک کردم.

 

شاید تا اون شب که .........

 

شاید تا اون روز که ..........

 

ولی تو که همه جا بودی. همیشه احساست می کردم.

 

پس چرا الان نیستی؟ پس کجایی؟

 

اون وقتا به آسمون که نگاه می کردم میدیدمت.

 

به زمین نگاه می کردم میدیدمت.

 

به کوه نگاه می کردم میدیدمت.

 

به درختها، به دریا، .... همه جا بودی، من میدیدمت.

 

مگه نه؟ ولی حالا چی؟

 

هر چی به آسمون خیره میشم، نمی بینمت.

 

با درختها حرف میزنم، از پرنده ها می پرسم،

 

 از دریا سراغتو می گیرم،اما هیچ کدوم ازت خبری ندارن.

 

نکنه من......

 

نکنه من کور شدم؟ آره؟

 

خب تو چی؟ تو هم منو نمی بینی که اینجوری

 

 رهام کردی به حال خودم؟

 

پس کجایی؟ من میخوامت. بیشتر از همیشه.

 

باید پیدات کنم. ببین اگه قایم شدی، من دیگه تحمل ندارم.

 

تنهام با این همه گناه. می ترسم.

 

اگه یه لحظه تو رو نداشته باشم، دنیا وارونه میشه.

 

آسمون رو سرم خراب میشه. میدونم که هستی.

 

میدونم که دارمت.

 

فقط، فقط نمیدونم کجا بیام سراغت تا منو ببخشی و قبولم کنی.

 

باشه. ایندفعه هر جا تو بگی. هر ساعتی که تو بگی. من میام.

 

 میام و بهت ثابت می کنم که هنوز دوست دارم.

 

 میخوام بهت ثابت کنم که هنوزم تو برام بهترینی.

 

راستی یه جایی رو یادم رفته بگردم.

 

آره. دلم. اصلا یادم به دلم نبود. حتما تو اونجایی.

 

میرم سراغت و مطمئنم که این بار پیدات می کنم.

 

                                                                                



طراح:ذهن زیبا

عناوین آخرین یادداشت ها

لینک دوستان