X
تبلیغات
رایتل
Image hosting by TinyPic
بازدیدکنندگان : 228150


یادش بخیر
سه‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1385
خدا و شب قدر

سلام خدا، من خوبم

 

دیشب شب قدر بود. منم که دیگه هیچ کس رو نداشتم و

 

هیچ امیدی هم تو این دنیا واسم نمونده بود، اومدم سراغ خودت.

 

 یادت میاد؟ یادت نیست؟ خب حق داری.

 

آخه بین این همه بنده های خوبت معلومه که یادت به ما

 

روسیاها نمیاد. اصلا شاید هم منو ندیدی.

 

ولی چرا. من با بقیه فرق داشتم. حتما یادت میاد.

 

 اونوقتی که داشتی سرنوشت امسال بنده هاتو مقدر می کردی

 

و بهشون پاداش میدادی، آره. من با بقیه فرق داشتم.

 

به فرشته هات می گفتی:

 

برای این عده امسال حج بنویسین ....

 

اینها رو امسال کربلایی کنین .....

 

یه چند تا از اون بنده های نابت رو دیدم. بگم واسشون چی نوشتی؟

 

آره. گفتی امسال اینها میتونن چهره آقاشونو ببینن....

 

خلاصه داشتی با این آدم خوبا حال می کردی.

 

یه جایی رسیدی به یکی که خودش هم روش نمیشد سرشو بالا کنه.

 

تو هم یه نگاه به اون انداختی و به فرشته هات گفتی:

 

اینو ولش کنین بره دنبال بازیش.

 

دلم گرفت. آخه تنها امید من تو بودی. پس فکر کردی واسه چی

 

 این همه از شب تا صبح بیدار نشستم و با تو حرف زدم.

 

یعنی جوابش این بود؟.....

 

این که منو بفرستی دنبال دنیای خودم؟

 

نه. نه خدا. دیگه خسته شدم. دیگه دنیا رو نمیخوام.

 

خیلی دنیایی شدم. دیگه حالم داره از خودم بهم میخوره.

 

تو باید کمکم کنی. تو باید منو یه جوری  بین اون بنده های خوبت جا بدی.

 

آخه من دیگه طاقت این دنیا رو ندارم. دیگه فقط خودتو میخوام.

 

 فقط خودت. فقط خودت.

 

آی خدای امام رضا. تو میتونی. نذار پای اونها رو وسط بکشم.

 

ببین امام رضا ضمانت آهو رو کرد. تو که خدای اونی ....

 

آخه من به همه گفتم یه خدایی دارم که نه به من نمی گه.

 

گفتم یه خدایی دارم از مادر مهربونتره.

 

گفتم یه خدایی دارم که اگه امشب برم پیشش دیگه منو از خودش نمی رونه.

 

تو همون خدایی دیگه. مگه نه؟

 

آره خودتی. چون حالا که باهات حرف زدم، دلم آروم گرفت.

 

به به. خدای من! من دیگه هیچی نمیخوام. هر چی

 

 تو دوست داری همون. هر چی تو واسم صلاح میدونی.

 

آخه قبولت دارم. خیلی زیاد.

 

خلاصه خدا جون! من دیشب هم اومدم و تصمیم گرفتم که

 

 دیگه از این به بعد سر قرارامون حاضر شم. تازه کلی هم

 

 زودتر میام که دیگه معطلت نذارم. تو هم زود بیا. من منتظرتم.

 

آره خدا. من خوبم. اما تو ....

 

چرا. این بار باور کن. شاید دارم خوب میشم. شاید.

 



طراح:ذهن زیبا

عناوین آخرین یادداشت ها

لینک دوستان